أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

246

تجارب الأمم ( فارسى )

يكصد كر آرد و يك هزار كر جو بود ، پس خواربار ابو طاهر كه به ته كشيده بود سنگين گرديد و سختى از يارانش به دور شد . ابن ابو ساج روز آدينه هشتم شوال هنگامى به پشت كوفه رسيد ، كه ابو طاهر يك روز پيش از او بدانجا فرود آمده ، راه ميان او و كوفه را بسته بود . از ابو طاهر نقل شده است كه مىگفت : سپاه من در ميان راه واسط به كوفه ، در يك روز تاريك از مه ، به نزديك سپاه يوسف [ بن ديوداذ ] رسيد ، ايشان يك ديگر را نديدند ، ولى من آن را احساس كردم و اگر مىخواستم مىتوانستم او را بزنم ! يوسف كس به نزد ابو طاهر فرستاد ، كه او را به پيروى * بخواند ، و اگر نپذيرد براى جنگ روز يكشنبه آماده باشد ، فرستادهء [ ابن ديوداذ ] گفت : چون به اردوى [ قرمطيان ] رسيدم ، مرا به جائى بردند كه گروهى هم قيافه در آنجا بودند پس به من گفتند : سخنت را بگو ! كه سرور مىشنود ! ولى من نفهميدم كدام از آنان بود . پس از دادن پيام ، به او گفتند : خواست تو پذيرفته نيست ، جنگ نيز وا پس نمىافتد ! پس روز شنبه نهم شوال سال 315 بيرون دروازهء كوفه جنگ شد . گويند چون ابن ابو ساج [ ديوداذ ] سپاه ابو طاهر [ قرمطى ] را ديد به نيروى خود مغرور شده ، ايشان را كوچك گرفته گفت : اين سگ‌ها كه باشند ؟ يك ساعت ديگر همگى در دست من خواهند بود ، او دستور داده بود « فتحنامه » را نيز پيش از آغاز زد و خورد بنويسند ، پس هر گروه به برابرش يورش برد . چون هجريان جنجال بوق و كرنا و دنبك سپاه ابو ساج را كه بسيار بود شنيدند ، يكى از آنان به دوستش كه همراه او بود گفت : اين آوازها چيست ؟ همراه او گفت : بيچارگى است ! گفت : البته ! و چيزى نيفزود . بوق و كرنا و جنجال در آئين سپاه ابو طاهر نبود . ابن ابو ساج سپاه خود را رده بندى كرده خود و غلامانش مانند هميشه جدا [ 1 ] مىجنگيد . جنگ از چاشتگاه روز شنبه تا فرو شدن * آفتاب ادامه داشت . ابن ابو ساج

--> [ ( 1 - ) ] M : جدا جنگيدن سردار ، دربارهء مرداويج نيز در خ 5 : 273 ياد شده است . اما رده‌بندى جنگ ديلميان و تغلبيان در خ 6 : 483 عكس اين را نشان مىدهد .